تبليغاتX
کشاورز
کشاورز
اطلاعات کشاورزی
مقدمه گیاهان زراعی مقاوم به علفکش
افزايش جمعيت بشر و در نتيجه افزايش تقاضا براي محصولات كشاورزي باعث شده كه انسان روز به روز به فكر روش‌هاي كارآمدتري جهت افزايش عملكرد گياهان زراعي باشد. مبارزه با علف‌هاي هرز يكي از اين روش‌هاست. كشاورزان همواره در طول تاريخ با علف‌هاي هرز در مبارزه بوده‌اند و در اين راستا به پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي نيز دست يافته‌اند. بشر مبارزه با علف‌هاي هرز را از طريق دست و استفاده از حيوانات شروع نمود و اينك از طريق روش‌هاي مكانيكي و شيميايي اين راه را ادامه مي‌دهد. يكي از مؤثرترين روش‌هاي مبارزه با علف‌هاي هرز، مبارزه‌ي شيميايي با آنهاست و گياهان زراعي مقاوم به علفكش يكي از جديدترين روش‌هاي اين مبارزه يا مديريت به شمار مي‌روند. گياهان زراعي تراريخته، از جديدترين دست‌آوردهاي بيوتكنولوژي گياهي بوده كه ظرف چند سالي كه از روند توليد آن‌ها گذشته، توسعه فراواني در جهان يافته به طوري‌كه هم اينك ميليون‌ها هكتار از زمين‌هاي زراعي، به زير كشت اين محصولات رفته است. نسل اول اين گياهان به منظور بهبود كارايي عمليات زراعي ايجاد شدند. نمونه‌هاي آن سوياي متحمل به علفكش و ذرت مقاوم به حشره بودند. هم اينك گونه‌هاي جديد گياهان تراريخته، علاوه بر بهبود كارايي عمليات زراعي، در جهت افزايش كمي و كيفي توليدات به وجود مي‌آيند. اين گياهان به عنوان نسل دوم، بايد هرچه سريع‌تر از نظر محدوده‌ي تأثير روي خانوارها، چه از نظر سلامت، صنعت و محيط زيست، بررسي گردند زيرا عواقب احتمالي آن شايد طي دو سه دهه‌ي آينده به وضوح به چشم بيايند. توسعه‌ي گياهان زراعي مقاوم به علفكش‌ها (Herbicide-Resistance Crops)، يكي از اولين كاربردهاي اقتصادي مهندسي ژنتيك گياهي به شمار مي‌رود. به منظور مقاوم سازي گياهان زراعي به علفكش‌ها، از روش‌هاي مختلف بيوتكنولوژي و زراعي استفاده كرده و گياهان تراريخت (Transgenic) و غير تراريخت (Non-Transgenic) به وجود آمده‌اند. اين گياهان با نظام كشاورزي شيميايي ـ صنعتي كه ويژگي آن تك كشتي بودن و مكانيزاسيون در مقياس وسيع با استفاده‌ي فشرده از مواد شيميايي است، سازگاري مناسبي پيدا كرده‌اند. طي دهه‌ي گذشته، چندين گياه زراعي مقاوم به علفكش تراريخته و غير تراريخته معرفي شده‌اند. گندم، جو و كلزاي مقاوم به گليفوزيت و گلوفوزينيت، ذرت مقاوم به سيكلوهگزانيدين‌ها و ايميدازولينون‌ها، پنبه مقاوم به بروموكسينيل و گليفوزيت، سوياي مقاوم به سولفونيل اوره‌ها و گليفوزيت، سيب زميني و چغندرقند مقاوم به گليفوزيت و نيشكر مقاوم به گلوفوزينيت، از جمله‌ي اين گياهان هستند. بشر به طور سنتي هزاران سال است كه در حال بهبود گياهان زراعي است، اما مهندسي ژنتيك اين امكان را فراهم مي‌سازد كه اين فرايند در مدت كوتاه‌تري انجام گيرد، ضمن آن كه امكان انتقال خواص ارثي بين گونه‌هايي كه خويشاوندي نزديكي ندارند هم فراهم است، هرچند عده‌اي مورد اخير را لزوماً پديده مفيدي نمي‌دانند. قبل از پيدايش مهندسي ژنتيك گياهي، گزينه‌هاي انتخابي براي محافظت گياهان در برابر علفكش‌ها محدود بود. علفكش‌هايي ويژه‌ فقط مي‌توانستند در گياهاني به كار روند كه به طور طبيعي نسبت به آن‌ها مقاوم بودند. در موارد نادر، مقاومت ممكن بود از طريق جهش در گياهان زراعي اتفاق بيفتد. توسعه‌ي مهندسي ژنتيك گياهي و دانش بيوشيمي درباره‌ي عمل علفكش‌ها روي گياهان، راه‌حل‌هاي جديدي در كاربرد علفكش‌ها پيش روي بشر قرار داد. اين استراتژي‌ها معمولاً شامل ايزولاسيون و معرفي ژن جديدي از ارگانيسم‌هاي ديگر (غالباً باكتري‌ها) كه به نوعي نسبت به علفكش‌ مقاوم است، مي‌باشند. براي مثال مقاومت به علفكش گلوفوزينيت (با نام تجاري Basta) به وسيله‌ي ژن باكتريايي bar كه علفكش را به تركيبات غير سمّي متابوليزه مي‌كند، القا مي‌گردد. رفته رفته كشف و توسعه‌ي علفكش‌هاي انتخابي جديد، مشكل‌تر و هزينه‌برتر مي‌شود. استانداردها براي علفكش‌هاي جديد بسيار بالاست. علفكش‌هاي جديد مي‌بايست داراي توانايي بالا، سمّيت اندك، تحرّك كم در خاك و ماندگاري كوتاه در محيط باشند و از سوي ديگر، طيف وسيعي از علف‌هاي هرز را كنترل كنند. يافتن تمامي اين ويژگي‌ها در يك تركيب كه مي‌بايست براي گياهان زراعي نيز انتخابي عمل كند، مشكل و هزينه‌بر است. گياهان زراعي مقاوم به علفكش، راه‌حل بالقوه‌اي براي حل اين مشكل است. با تغيير تحمّل گياه زراعي به علفكش‌هاي ثبت شده، هزينه‌هاي مربوط به كشف، توسعه و بازاريابي توليدات جديد تا حد زيادي كاسته مي‌شود و اين كاهش هزينه براي استفاده كننده‌ي نهايي (كشاورز) نيز سودمند خواهد بود. بدين ترتيب كشاورز از انعطاف پذيري بيشتري در استفاده از علفكش‌ها و گياهان زراعي براي برنامه‌ي كنترل علف‌هاي هرز برخوردار خواهد شد. علاوه بر اين، گياهان زراعي مقاوم به علفكش، امكان جايگزيني علفكش‌هاي قديمي را كه ممكن است داراي برخي ويژگي‌هاي نامناسب محيطي و سمّي باشند، فراهم مي‌آورد.

برگرفته از وبلاگ آقای مهدی متین راد http://www.weed.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط حسین خواجه یوسفی در سه شنبه 1387/12/27 ساعت 14:5 |

ضرورت مبارزه با علفهای هرز کلزا
با وجود تنوع كشت محصولات روغني، متأسفانه بيش از 90 درصد روغن مورد نياز كشور از خارج وارد مي‌شود. كلزا يكي از گياهاني است كه كشت آن در سال‌هاي اخير مورد توجه كشاورزان قرار گرفته است. كلزا بعنوان گياه علوفه‌اي و روغني در تغذيه دام و انسان و صنعت كاربرد دارد. علف‌هاي هرز مهم‌ترين عامل محدود كننده توليد كلزا در كشورهاي مختلف بوده و كنترل آن‌ها در سطح جهاني، يكي از بيشترين هزينه‌هاي پرورش گياه را به خود اختصاص داده است. علف‌هاي هرز موجب كاهش محصول كلزا در اثر رقابت جهت كسب نور، رطوبت و عناصر غذايي مي‌شوند و كلزا به دليل كندي رشد آن و دير پوشش دادن سطح خاك در اوايل فصل رشد رقابت كننده قوي با علف‌هاي هرز نيست. علف‌هاي هرز يكي از مشكلات كشت كلزا محسوب مي‌شوند و اگر با آنها مبارزه نشود بيش از50 درصد از عملكرد محصول كاسته خواهد شد. براساس تحقيقات انجام شده70 درصد علف‌هاي هرز مزارع كلزاي ايران را پهن برگ‌ها تشكيل مي‌دهند كه 20 درصد آنها هم تيره كلزا هستند و كنترل آنها مشكل است. در ميان علف‌هاي هرز باريك برگ كه 30 درصد كل علف‌هاي هرز كلزاي كشور را تشكيل مي‌دهند، يولاف وحشي، گندم و جو خودرو از ديگر علف‌هاي هرز اين تيره مهم‌تر هستند. بر اساس شواهد موجود، كنترل علف‌هاي هرز در هر يك از گياهان زراعي بايستي در مرحله خاصي از رشد گياه به نام دوره بحراني كنترل علف هرز انجام شود تا بدين وسيله كاهش عملكرد ناشي از آنها به حداقل ممكن برسد. دوره بحراني كنترل علف‌هاي هرز عبارت است از دوره‌اي از چرخه رشد گياه زراعي كه به منظور جلوگيري از كاهش اقتصادي عملكرد، بايستي عاري از علف هرز نگه داشته شود. شناخت دقيق دوره بحراني خسارت علف هرز، نقش بسزايي در كنترل مؤثر آنها و جلوگيري از افت عملكرد خواهد داشت. عوامل ديگري نيز در تعيين دوره بحراني نقش داشته كه عبارتند از: گونه علف هرز، محيط، تراكم گياهي، زمان رقابت، حاصلخيزي و رقم گياه زراعي. براي ايجاد يك چارچوب صحيح براي تلفيق روش‌هاي متناوب كنترل علف‌هاي هرز و نيز براي بهينه سازي كاربرد علفكش‌ها و يا هر روش كنترل ديگر، در سيستم مديريت تلفيقي، اطلاعاتي در مورد دوره بحراني مداخله علف‌هاي هرز بسيار ضروري است. از اطلاعاتي كه منجر به تعريف دوره بحراني شود مي‌توان بطور بالقوه براي كاهش وابستگي به علفكش‌هاي داراي پسماندگي زياد در خاك و نيز براي تنظيم غلظت و زمان صحيح كاربرد علفكش‌هاي پس رويشي استفاده نمود.

برگرفته از وبلاگ آقای مهدی متین راد http://www.weed.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط حسین خواجه یوسفی در سه شنبه 1387/12/27 ساعت 14:2 |

گلخانه‌ها بايد به سمت توليد محصولات ارگانيك حركت كنند.
 اعتقاد يك متخصص اقتصاد كشاورزي، روش‌هاي مقابله با خشكسالي مبتني بر چهار عامل سيستم‌هاي آبياري، پيش‌آگاهي، دانش بومي كشاورزان و همچنين تغيير الگو و شكل كشت است.

محمد قرباني در گفت‌وگو با خبرنگار كشاورزي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ اظهار كرد: استفاده از روش‌هاي پيشرفته آبياري سبب مي‌شود هزينه‌ي بالايي به كشاورز تحميل نشود و از سويي ديگر بايد حداقل سياست‌هاي حمايتي در بخش كشاورزي، كشاورزان را هدف‌گيري كند تا آن‌ها آبياري تحت فشاري را كه در عين حال مبتني بر ويژگي‌هاي اقتصادي، اجتماعي و شرايط جغرافيايي هر منطقه باشد، بپذيرند و در اين ميان نبايد با توصيه يك نوع روش براي كل كشور زمينه‌هاي عدم پذيرش را تحريك كنيم.

وي با تاكيد بر لزوم استفاده از دانش بومي كشاورزان، افزود: براي تحقق اين روش، مي‌توانيم روش‌هاي پيشينيان خود را براي استفاده بهينه از آب به‌كار گيريم.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسین خواجه یوسفی در یکشنبه 1387/12/04 ساعت 12:2 |